المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

585

مروج الذهب ( فارسى )

هزار فرسخ در پانصد فرسخ است و قلمرو تركستان خاقان هفتصد فرسخ در پانصد فرسخ است و قلمرو خزر و آلان هفتصد فرسخ در پانصد فرسخ است و قلمرو بر جان هزار و پانصد فرسخ در سيصد فرسخ است و قلمرو ( سقلابيان ) سه هزار و پانصد فرسخ در چهار صد و بيست فرسخ است و قلمرو روم قسطنطنيه پنجهزار فرسخ در چهار صد و بيست فرسخ است و قلمرو روم سه هزار فرسخ است و قلمرو اندلس عبد الرحمن بن معاويه سيصد فرسخ در هشتاد فرسخ است و قلمرو ادريس فاطمى هزار و دويست فرسخ در يكصد و بيست فرسخ است و قلمرو ساحل سلجماسه بنى منتصر چهار صد فرسخ در هشتاد فرسخ است و قلمرو انبيه دو هزار و پانصد فرسخ در ششصد فرسخ است و قلمرو غانه سرزمين طلا هزار فرسخ در هشتاد فرسخ است و قلمرو ورام دويست فرسخ در هشتاد فرسخ است و قلمرو نخله يكصد و بيست فرسخ در شصت فرسخ است و قلمرو واح شصت فرسخ در چهل فرسخ است و قلمرو بجه دويست فرسخ در هشتاد فرسخ است و قلمرو نجاشى هزار و پانصد فرسخ در چهار صد فرسخ و قلمرو زنگ در مشرق هفت هزار و ششصد فرسخ در پانصد فرسخ است و قلمرو اسطولاى احمد بن منتصر چهار صد فرسخ در دويست و پنجاه فرسخ است و طول اين همه هفتاد و دو هزار و چهار صد و هشتاد فرسخ و عرض آن بيست و پنج هزار و دويست و پنجاه فرسخ است در اين باب درباره اصول طب كه آيا مبناى آن محاسبه و قياس است يا نه و توضيح اختلافى كه كسان در اين زمينه دارند سخن نياورديم زيرا اگر چه اين مسائل مربوط به گفتگوى طبايع و ديگر معانى اين باب است ولى در قسمتهاى آينده اين كتاب ضمن اخبار واثق گفتگوئى را كه در مجلس وى با حضور حنين بن اسحاق و ابن ماسويه و بختيشوع و ميخائيل و ديگر فيلسوفان و طبيبان در اين زمينه انجام گرفته آورده‌ايم و از تكرار آن در اين باب بىنيازيم اگر نه چنين بود كه كتاب مردم مختلف عرضه مىشود كه مردم طبايع و مقاصد گونه‌گون دارند بعضى مسائل علوم و اخبار مختلف را نقل نميكرديم بسا باشد كه انسان از